تبليغاتX
عاشقانه ها با الهام و الناز
ღ♥ღ عشق و مهر ღ♥ღ
خداحافظ ...
 
 
خداحافظ دوستای گلمون.

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در سه شنبه 26 آبان1388 و ساعت 16:46 |
عشق من....
 
 
 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com
 
 
یک عمر به دنبال خدا می گردیم                           در فاصله ای زخود جدا میگردیم
 
یک عمر اسیر درد و رنجیم و هنوز                          سرگشته به دنبال دوا میگردیم
 
سلام دوستان عزیزم دلمون واستون تنگ شده بود خیلی وقته آپ نکردیم
 
زندگیه دیگه میگذره.من  میخوام بهتون بگم همه ی حرفایی که میگم
 
به خدا حقیقت داره همه ی نوشته هام حرف دل خودمه  واسه کسیکه
 
 همه ی زندگیه منه درسته که ازم دوره درسته که خیلی فاصله داریم
 
تا اینکه یک نگاه سرشار از عشقش رو ببینم ولی با اون زندگی میکنم
 
یه جایی خوندم راز زندگی یعنی اون چیزی که تو ذهنت بهش فکر میکنی
 
آخرش اتفاق می افته.نمیدونم باور میکنین یا نه ولی من از عمق وجودم
 
باور میکنم چون اگه الان حرف از عشق میزنم معشوقم همونیکه از بچگی
 
عاشقش بودم.همیشه به خدا میگفتم یعنی میشه خدایا همیشه بهش
 
فکر میکردم .همیشه باهاش زندگی میکردم با همون کسیکه الان شده
 
همه ی وجودم.عزیزانم میخوام بهتون بگم اگه  عشقتون پاک باشه خدای
 
مهربان هم کمکتون میکنه.فقط باید خدا رو ببینین نه تو آسمون نه تو جای
 
دور.خدا تو قلبمونه .خدا پیشمونه.اگه الان شغل دلخواهم رو دارم اگه الان
 
به یه آرزوم رسیدم اگه الان چشم انتظار کسی ام که دوسش دارم واگه
 
الان شاد زندگی میکنم به خاطر اینه که
 
خدای مهربونمو فراموش نکردم و میدونم که اونم منو دوست داره.
 
 
 
بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com
 
تو بیا کنار من
 
وقتی که پیشم میای دور میشه غصه های من
 
همه سختیهای دل ساده میشه برای من
 
تو بیا کنار من امید لحظه های من
 
اگه هر روز ببینم صورت مثل ماه تو
 
سر به کو ه ها میزنم تا برسم به راه تو
 
بدون نور تو من شبیه سایه ها میشم
 
تو دیگه ازم نگیر درخشش نگاه تو
 
عزیز دل من گل همیشه بهار من جان دل من مگه نمیدونی چقدر
 
دلتنگتم.مگه خبر از اشک چشام نداری مگه خبر از دل بی تاب و
 
بی قرارم نداری.چه کنم تا که بفهمی تو عزیز دلمی.
 
چه کنم تا که بفهمی همه ی وجودمی.
 
تو که نیستی ببینی این دلم چه حالیه
 
از غم دوریه تو من چه کنم عزیز من
 
خیلی دوستت دارم چون که تو به من امید زندگی دادی.
 
 
 
 
 
 
تو پاکتر و معصوم تر از اشک چشم یک کودک هستی
 
دوستت دارم.......
 
 
 
قابل توجه دوستان عزیزمان:وبلاگ عاشقانه ها با الهام والنازهر جمعه
 
به روز خواهد شد.
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 و ساعت 21:1 |
دنیای من...
 
 
 
 
 من ندانم که کی ام....

 

من فقط میدانم که تویی شاه بیت غزل زندگی ام....

 

سلام عزیزان دلم مدتها بود که آپ نکرده بودیم و حسابی دلتنگتون شده بودیم دوستان گلم

 

امیدواریم که سرحال و شاد و سرشار از عشق باشید عشقی زیبا و خالص و پاک .

 

عزیزان من همیشه سعی کنید به قشنگترین چیزها فکر کنید زیرا هر آنچه که در ذهنمان باشد

 

همان اتفاق می افتد زمین و آسمان و کائنات دست به دست هم میدهند و همان چیزی را به

 

سمت خود میکشند که در ذهنمان وجود دارد به خدا این قانون زندگی است پس دوستان عزیزم

 

همیشه شاد باشید شاد بیندیشید و شاد زندگی کنید همه را دوست بدارید چون فقط در آن

 

صورت است که همه ما را دوست خواهند داشت محبت همه جا هست همیشه مهربان باشیم

 

و به همه عشق بورزیم که خدای مهربان همین را از بنده اش می خواهد .دوستتان داریم.

 

 

عشق من همسفر زندگی ام چشمهای تو به من میبخشد شور عشق و مستی و  تو چون

 

مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی .

 

دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی دیگر رونقی دیگر هست .....

 

آرامش وجودم همه ی بود و نبودم  هستی و تارو پودم دوستت دارم عزیز دلم با بودنت دنیای

 

من رنگی تر از همیشه است...

 

الهی من فدای تو نبینم روزی رو که چشمات بارونی بشه جان دلم به جز تو کسی برای من

 

دوس داشتنی نیست عاشقت هستم می مانم و خواهم ماند ای تو که طلوع زندگی منی

 

آرامش وجودم همیشگی ام ماندنی ام خیلی دوستت دارم و دلم اندازه ی دنیا برایت تنگ

 

شده است ....

 

در انتظار دیدنت هستم که زیباترین لحظه ی زندگی ام است عشقم برای توست گریه ام

 

برای توست نفس کشیدنم برای توست.

 

دوستت دارم عزیز دلم.....

 

 

 

دوستان عزیزم پیشاپیش فرا رسیدن عید نوروز را تبریک عرض می کنیم و آرزوی  خوشبختی و

 

تندرستی را برای همگان داریم.


2 نوشته شده توسط الهام - الناز در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 18:39 |
امید و آرزو....
زندگی آب روان است روان میگذرد                              آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
 
خدایا چرا من؟چرا کمکم نمی کنی من به آرزویم برسم چرا من این همه مشکل دارم چرا منو
 
اینجوری خلق کردی خدایا منو بکش جونمو بگیر راحتم کن چرا کمکم نمی کنی کار پیدا کنم
 
چرا بهم ثروت نمی رسونی ....
 
اینها همه سخن ها و گله هایی است که شاید هرروز تکرار می کنیم ولی یک روز به خود
 
نمی گوییم که این خدا همان خدایی است که نعمت سلامتی به ما داده و شاید خیلی از
 
نعمت ها و توانایی های دیگر که اصلا به آن ها توجه نمی کنیم عزیزان من بیایید ناامید
 
نباشیم بارها شده من خود نیز ناشکری کردم و حرف های بالا را تکرار نمودم ولی هربار
 
بعد از نمازم به این نتیجه رسیدم که خدا بزرگ است و مهربان و همه ی بنده هایش را
 
دوست دارد و اگر هر از گاهی چرخ گردون برخلاف میل ما حرکت می کند حتما و صددرصد
 
حکمتی و صلاحی دارد و امتحان حضرت حق است خدا خیلی مهربان است.....
 
خدا گر ز حکمت ببندد دری                                 ز رحمت گشاید در دیگری
 
 
 
 
سلام برتو ای بهارم سلام بر تو ای نگارم
 
تقدیم به تو که زیباترین تصویر زندگی منی عزیز دلم محبت را در پاکی نگاهت معنا کردم  و
 
صداقت را در وجود مهربانت.تو را تا بیکران عشق دوست دارم خیلی بیشتر از خودم  خیلی
 
بیشتر از زندگیم تو شدی معنی و مفهوم زنده بودن من رویا و آینده ی من .
 
گل همیشه بهارم مهربانم اگر بدانی که چگونه لحظه ها را می شمارم تا ببینمت و دنیا را
 
از شوق دیدنت سرشار از شادی کنم و به همه بگویم این عزیز دل من است عشق من
 
است دلیل گریه های شبانه ی من است .
 
ماه آسمان من می خواهم حرف دلم را به خدا بگویم :
 
خدایا عشق من ز من دور است تا وقتی که عشق او را در قلب دارم خاکم مکن .
 
 
 
 
روزی که مرا بر گل رویت نظر افتاد
 
احساس نمودم که دلم در خطر افتاد
 
تا چشم من افتاد به گلبرگ نگاهت
 
زیبایی گل های بهار از نظر افتاد
 
دوستت دارم تو را که همه ی زندگی منی
 
 
 
همه ی قشنگی ها و خوشی های دنیا مال تو
 
همه ی حرفها و شعر های قشنگ مال تو
 
همه ی بدی ها و ناخوشی ها مال من
 
عشق من مال تو روح من از آن تو
 
 جسم من فدای تو عمر من به پای تو
 
 بودنم برای تو همیشه به یاد تو
 
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در یکشنبه 8 دی1387 و ساعت 21:24 |
تقدیر....
خداوند مهربان من تو چقدر بزرگی ....
 
تو بالایی ولی من در فرودم  
 
تو همچون قبله ای من در سجودم
 
اگر در خاطرم یادت نباشد
 
الهی غم شود این تار و پودم
 
عزیزان دلم در زندگی چیزی که مقدر شده اتفاق می افتد پس نگرانی برای آن فایده ای ندارد
 
و چیزی که مقدر نشده اتفاق نمی افتد پس نباید از آن بترسیم و فکر کردن به آنچه که نداریم
 
باعث از دست دادن چیزهایی میشود که داریم همیشه باید برای زندگی برای آینده فکر کنیم
 
ولی غصه نخوریم چون خدایی داریم که هر لحظه و در هر جا کنارمان است و تنها کسی است 
 
که راز دل همه را می داند و تنها کسی است که اگر دلمان بگیرد و برایش از درد دلمان بگوییم
 
به آرامش واقعی می رسیم و هیچ وقت نباید از رحمت خداوند غافل شویم.
 
خداوند بزرگ است و مهربان .....
 
 
 
قدرت عشق بنازم که به یک تیر نگاه                   جان شیرین بفروشند دو بیگانه به هم
 
خدایا این عشق چیست چه رازی دارد این دل سپردن که به یک نگاه از خود بیخود میشوم
 
مگر چه نیرویی دارد که همه ی فکر و ذهن و قلب آدم را از آن خود می کند برای یک لحظه
 
دیدنش می خواهی جانت را فدایش کنی و چه لذتی می بری وقتی کنارش هستی
 
 
اگر از خانه ی عشقم نروی
 
و بمانی با من
 
همه گلهای دلم را به تو خواهم بخشید
 
اگر از خانه ی عشقم نروی
 
عطر نرگس ها را به تو خواهم بخشید
 
تاج خورشید نهم بر سر تو
 
ماه را می کشم از ابر برون
 
گر که نزدم آیی
 
کوچه را فرش کنم از گل یاس
 
به تنت می پوشم از حریر باور
 
از گل سادگی و عشق لباس
 
تقدیم به کسی که قلبم جایگاه اوست...
 
 
 
همه ی هستی من ما به هم نزدیکیم گر چه از هم دوریم دست تقدیر چنین می خواهد
 
میدانم هر لحظه با منی  اما وقتی که با منی من بی منم چون همه ی وجودم تو می شود
 
و باز هم تنهایم .
 
منو از عشق جدایم نکنید
 
در دل وادی بی عشقی ها
 
چشم و دل بسته رهایم نکنید
 
من در این دشت پر از خوف و خطر
 
جز به الطاف توام نیست نظر
 
خیلی دوستت دارم تو دلخوشی منی  دار و ندار منی تار و پود منی.
 
 
 
 
 
 
 
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در جمعه 15 آذر1387 و ساعت 18:24 |
راز زندگی....
 
 
سلام دوستان عزیزم امشب می خوام یک مطلبی رو  براتون بگم که خیلی برام تاثیر گذار بود
 
من امروز با دکتری حرف میزدم از هر دری سخن  گفتیم تا اینکه بهم گفت می خوام راز زندگی ام
 
 رو برات بگم  از سالهایی که زحمت کشیدم و حالا به این مقام رسیدم  در آخر من به دکتر گفتم:
 
خوش به حال شما که الان تو این موقعیت هستین ولی بهم جوابی دادن که کاملا دور از انتظارم
 
بود با آهی ازته دل و صدایی گرفته گفت: به خدا حاضرم همه ی شهرتم رو همه ی ثروتم رو بدم
 
 تا فقط یک لحظه به جای تو باشم وقتی دلیلشو پرسیدم گفت من هیچ وقت جوانی نکردم فقط
 
 کار کردم و پول شد همه ی زندگی ام عشقم رو به پول فروختم فکر و ذکرم شده بود پول حتی گاهی
 
یادم می رفت خدایی هم دارم و باید عبادتش کنم بهم گفت هر چند زندگی بدون پول مفهومی ندارد
 
ولی خوشی ات را سرمستی ات را عشقت را خدایت را به پول نفروش تا می توانی کنار کار
 
عشق بورز و مهربان باش و مطمئن باش که خداوند کمکت می کند تا از زندگی ات لذت ببری
 
بهم گفت:راز زندگی  تلاش و عشق و محبت است نه زیاده خواهی و شهرت .
 
 
 
 
حرف های دلم برای عشقم ....
 
عزیز دلم  چه می شد اگر روزی چشمانم را باز می کردم و روی زیبایت را می دیدم گرمی
 
 نگاهت را احساس می کردم و آهنگ زیبای صدایت را می شنیدم حتی در  خیال  با تو
 
زندگی کردن زیباست نمی دانی چه قدر دلم هوایت را کرده است تو شدی همه ی دنیای من
 
دلخوشی ام رویای زیبای من خیلی دوستت دارم گل همیشه بهار من تو ساکن قلب منی تو
 
نور چشمان منی
 
عزیز دل من تو قشنگ ترین هدیه ی خداوند به من هستی خیلی دوستت دارم و خداوند را
 
هزاران بار سپاس می گویم که عشق را تو را به من داد ...
 
 
 
 
گر که هجران نبود وصلی نیست
 
وصل زاییده ی شب های غم است
 
گر دو صد بار بمیرد عاشق
 
بهر آن لحظه ی دیدار کم است
 
 
 
فقط عزیز دلم لحظه ای از من جدا شوی بدان مرگ را تقدیمم کرده ای چون تو  نفس منی....
 
جدا از من مشو بر دل منه بار جدایی را
 
مسوزان با فراقت رشته های آشنایی را
 
دل من خفته در دامان مهرت با دو صد امید
 
ترحم کن مزن بر هم تو این خواب طلایی را

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در یکشنبه 26 آبان1387 و ساعت 19:29 |
فاصله...
 
شوق دیدار تو را قاصد بی رحم چه داند                 آنقدر شوق تو دارم که خدا میداند
 
یک عمر به دنبال خدا می گردیم
در فاصله ای زخود جدا می گردیم
یک عمر اسیر درد و رنجیم و هنوز
سر گشته به دنبال دوا می گردیم
 
دل خسته و سر گشته ایم مدام روزگار با ما لج می کند هر روز بد می آوریم هر روز دل می شکنیم
عاشق می شویم ولی عشقمان رهایمان می کند و یا رهایش می کنیم هر روز درد تازه ای دلمان
را به آتش می کشدچرا؟ آخر از سر ناچاری فریاد می زنیم و خدا را طلب می کنیم می گوییم خدایا کجائی ! چرا به درد ما نمی رسی چرا کمکمان نمی کنی خدایا تو کجائی ولی پیدایش نمی کنیم
میدانید چرا؟ چون خدا جای دوری نیست چون خدا در دلمان هست دل منزلگه خداست دل منزلگه
عشق است و محبت اگر یک روز فقط روزی که شاد هستیم و روزگار بر وفق مراد است خدا را بخوانیم
میبینیم که خدا هم در شادی ها و هم در غم ها کنارمان است و خواهد بود خداوند بنده هایش را
تنها نمی گذارد این ما هستیم که غرق در دنیای خود شده ایم خداوند بزرگ است و مهربان
 
 
 
 
 
می خواهم حرف های دلم را تقدیم عشقم کنم می دانم او نمی خواند ولی روزی خواهد رسید
که با کمک خدای مهربان خود برایش بخوانم :
 
می دونستی تو دنیا همه چیزم تویی
بهت گفته بودم عشق عزیزم تویی
بهت گفته بودم میون این آدما
اونی که زندگیمو به پاش میریزم تویی
 
گل همیشه بهار من فاصله را تو یادم دادی وقتی با لبخند از من دور شدی وقتی دور شدنت را
دیدم ولی نتوانستم حتی صدایت کنم و برای آخرین بار نگاهت کنم
یاد حرفهای قشنگت که تو قلبم لونه می کرد یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه می کرد میزنه
آتیش به جونم پس کجایی مهربونم تاروپود من همه ی هستی من مگر نمی دانی دلتنگ
چشمان قشنگت هستم مگر نمی دانی که عطش یک لحظه دیدنت را دارم پس کجایی عشق
من میدانم رسم عاشقی تحمل کردن و صبر است نه شکایت و گله ولی مگر می شود خدایا
غم هجران مگر می گذارد ولی باز به خدا توکل مینمایم میدانم روزی فاصله ها از میان خواهند رفت
و من به آرزویم خواهم رسید
دوستت دارم نازگل زندگیم...
 
 
 
 
به ره عشق رفتن آسان نیست
این ره کوچه و خیابان نیست
بی امان لحظه لحظه باید رفت
چون در این راه خط پایان نیست
از دل تیره گی بیا بیرون
روشنی پشت ابر پنهان نیست
عشق رویش به سوی آیینه هاست
هدفش کافر و مسلمان نیست
در بیابان عشق باید سوخت
گفتن این قصیده آسان نیست
عشق در واژه ها نمی گنجد
چه توان گفت گفتن آسان نیست
دنیای فراموش نشدنی من خیلی دوستت دارم...
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در شنبه 18 آبان1387 و ساعت 20:57 |
گل عشقم...
 
 
تقدیم به عزیز ترینم...
 
من این دنیای زیبا را به لبخند تو می بخشم         من این آسایش شب را به رویای تو می بخشم
 
                                 من این جان عزیزم را به دیدار تو می بخشم
 
چقدر زمان زود می گذرد چقدر روزها در پی هم می آیند و می روند و چه دلهایی که در گذر لحظه ها
می شکنند و دلهایی که می بخشند و بخشیده می شوند آنچه در دفتر روزگار به یادگار می ماند
محبت و ساده دلی و عشق است اگر روزی همه ی دنیا صدایم را بشنوند فریاد می زنم و می گویم
آی آدما به خدا قسم دنیا ارزش غم و غصه و اضطراب و بد خلقی را ندارد به خدا قسم دنیا محل گذر
است چرا غصه بخوریم به خاطر دنیایی که به کسی وفا نمی کند بیایید محبت کنیم حتی اگر محبت
نبینیم و از ته دل بخندیم من می خواهم شادی کنم و بخندم و به خدا توکل کنم می خواهم به خدا
بگویم خدایا تو خودت درد دلم را می دانی هر چه صلاح من می دانی نصیبم کن ....
 
 
 
 
خدایا چه زیبا عشق را آفریدی با اینکه درد و غم هجران و بی تابی برای دیدار معشوق عاشق را
از پای در می آورد ولی لذتی دارد که با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست اگر بخواهم حرف دلم را
بنویسم حتی هزار صفحه هم نمی تواند بی تابی ام را بیان کند ولی فقط در چند سطر برای
عزیز دلم می نویسم :خیلی دوستت دارم تو تنها عشق من نیستی تو روح منی قشنگی
دنیای منی دلخوشی زندگی منی و گل عشق منی میدانم خدای مهربان مرا و تمام عاشقان
را نا امید نمی کند آرزو دارم روزی را که چشمان زیبایت را ببینم و نظاره گر نگاه قشنگت باشم
خیلی دوستت دارم و به امید آن روز زنده ام....
 
 
 
 
گل عشق تو هستم شبنمم باش
دلم دنیای زخمه مرهمم باش
ز درد بی کسی قلبم شکسته
تو شهر بی کسی ها همدمم باش
خیلی دوستت دارم عزیز دل من....
 
 
 
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در پنجشنبه 9 آبان1387 و ساعت 18:56 |
امید فردا...
 
زتموم بودنی ها تو یکی از آن من باش                      که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد
 
تقدیم به عشقم دنیایم ......
 
 
 
امروز میخواهم حرفهایی را برای عشقم بنویسم که آرزویش را دارم...
امید فردای من با من باش دنیای من فقط با تو معنی دارد تو معنی زندگی منی تنها دلیل بودنم هستی
اگر یک لحظه با من نباشی دنیایم ویران میشود دوستت دارم و میخواهم روزهایم را شبهایم را لحظه هایم را با تو سر کنم عزیز دلم امید فردایم مگر نمیدانی من آینده ام را با تو قسمت کرده ام مگر نمیدانی
تو شدی وجود من تاروپود من چشمانم را فقط به خاطر تو میخواهم چون دیگر نمیخواهم کسی را ببینم
جز تو.قلبم را فقط به خاطر تو میخواهم چون تپش هایش فقط برای توست و بس...
کدامین گل خوشبو را در جهان تقدیم تو کنم که وجودت سرچشمه ی تمام زیبایی هاست تو گل خوشبوی زندگی منی امید فردای منی بمان با من تا دنیایم آباد شود تا رویایم رنگ حقیقت به خود بگیرد
آرزو دارم روزی را که پیشت باشم و میدانم که آنروز باشکوه ترین روز من خواهد بود ...
خدایا به من کمک کن تا زیباترین و صادقانه ترین و عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش بریزم خدای
مهربان به من کمک کن تا یک لحظه از محبوب دلم جدا نباشم ...
 
 
 
بخند ای عشق ای امید فردا
که من خندیدنت را دوست دارم
به باغ خاطرم هر روز و هرشب
تو را تنهای تنها دوست دارم
خیلی دوستت دارم عزیز دل من...
 
 و این هم اثر زیبایی از دوست عزیزمان فرید که ما را شرمنده کردند و زحمت کشیدند.
فرید عزیز خیلی ازت ممنونیم و امیدواریم روزی بتوانیم جبر ان کنیم...
 
 
 
 
 
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در یکشنبه 21 مهر1387 و ساعت 20:56 |
یک دنیا عشق...
با یه دنیا عشق و محبت سلام عزیز دلم ...
همه ی گلهای عالم تقدیم چشمای قشنگت ...
 
 
امروز میخوام از ته دل داد بزنم و به همه بگم  آی آدما تا میتونید به همه محبت کنید عشق بورزید
و دوست بدارید امروز میخوام بگم دنیا خیلی قشنگه اگه خودمان بخوایم حتی در بدترین شرایط
اگر لحظه ای خنده ای از ته دل کنیم و به خدای مهربان توکل واقعی کنیم آن وقت است که می بینیم
چقدر سبک شده ایم آن وقت است که می بینیم خدای هستی  خواسته ی ما را بی جواب نمیگذارد
امروز لحظه ای باز غم دنیا به دلم ریخت حسرت دیدارت دیوانه ام کرد ولی با خود گفتم خدای مهربان
روزی هم برای ما نگه داشته است پس تا آن روز می خواهم بخندم و شادی کنم نمی خواهم غم
دلم را آشیانه ی خود کند می خواهم برایت بنویسم :
دنیای فراموش نشدنی من درست است که حسرت دیدارت را به دل دارم و هر شب چشمانم در
فراق تو گریان است ولی میخواهم بدانی که همه جا و هر کجا که باشم دوستت دارم و خواهم داشت
زندگی ام فدای تو ....
دوستت دارم و منتظرت می مانم  عشق قشنگم...
 
 
 
باز شب بود و من و قصه ی تنهایی من
چشم گریان من و این دل شیدایی من
دور بودم ز تو و حسرت دیدار به دل
تو نبودی و شدم نزد دل خویش خجل
کی رسد فصل وصال تو دلم بی تاب است
دل دریایی من بی تو دگر مرداب است
 
 
 
دوستت دارم قشنگی زندگیم...

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در شنبه 6 مهر1387 و ساعت 20:59 |
معنی زندگی
 
دوری از دیده و در منظر دل پیدایی                               روز و شب همره بیداری و رویای منی
من زندگی را در کنار تو بودن معنا میکنم  به من بگو عزیزدلم دنیای خالی از عشق چه ارزشی دارد
 قلبی که با عشق بیگانه است چه ارزشی دارد تو با من چه کردی عزیزدلم شبها و روزها را میشمارم
تا تو را ببینم بی تو تنهاترین آدم روی زمینم بی تو غم با من هم پیمانه میشود لبخند را نمی شناسم
وقتی تو نیستی تو دنیای منی معنی زندگی منی وای از آن روزی که دوباره می بینمت خدایا مگر
روزی باشکوه تر و زیباتر از روز دیدارش هم آفریدی تو در کنار من نیستی ولی چشمانم منتظرت
هستند هر جا که باشی یادت نره عزیزدلم که دوستت دارم تو آرزوی منی عشق منی معنی زندگی
منی با تو دنیا را میخواهم با تو عشق را میخواهم با تو زندگی را میخواهم عزیزم تو همه ی وجود منی
وای که بدانی چقدر دوستت دارم زندگیم فدای چشمان تو چشمانی که دنیای من است.
میخواهم بنویسم و بگویم از ته دل عزیزدلم عمر من دوستت دارم خیلی...
 
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
فقط خیال ناز توست که این سکوت رو میشکنه
دست نجیب تو فقط تار دلم رو میزنه
هر جا بودی یادت نره دوستت دارم یه عالمه
وقتی نباشی کار من روز و شب و شمردنه
دوستت دارم عزیزمن آرزوم با تو بودنه
 
 
 
یه دنیا فدای دل مهربونت 
یه دنیا فدای کسی که عاشقانه دوسش دارم
ناز گل زندگیم خیلی دوستت دارم...
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در چهارشنبه 20 شهریور1387 و ساعت 19:31 |
دلتنگتم عزیزدلم...
 
انگار پای ثانیه ها لنگ میشود                            وقتی دلی برای دلی تنگ میشود
نمیدانم از کجا بنویسم و از کدام لحظه هایم برایت بگویم از لحظه هایی که بی تو سپری میکنم
وای خدایا بدترین لحظه هایم هست
دلم خیلی برایت تنگ شده عزیز دلم
به دردی مبتلا شده ام که هیچ درمانی جز صبر و انتظار ندارد خدایا مگر میشود بی او سر کرد
نگاهش به یادم می افتد حرفهایش خنده هایش چشمانش وای خدایا دنیای من است
هر روز با خودم میگویم خدایا اگر او را نمی دیدم حال اینگونه بی تاب و بی قرار نبودم ولی بعد میگویم
خدایا هزار مرتبه شکر که مرا با غم عشق آشنا کردی
میخواهم بنویسم که خیلی دلم تو رو میخواد آشفته ام یکبار نگاهت را ببینم نگاهی که مرا تا اوج عشق
میبرد دوستت دارم و دلتنگتم هر روز دعایت میکنم و به خدا میگویم عزیز من هر جا که هست خدایا
به سلامت دارش
خیلی دوستت دارم و اندازه ی دنیا دلتنگتم خیلی...
 
 
 
گر در این دنیا نمیدیدم تو را 
گر نمی گشتم به راحت آشنا
گر نگاهت سد راه من نبود
سد راهی پیش پای من نبود
گر نگاه و خنده ات بهر من یکسان نبود
بهر من چون درد بی درمان نبود
هر قدر سختی بکشم هر قدر زجر نبودنت را و ندیدنت را بکشم با جان ودل تحمل میکنم چون
عاشقانه دوستت دارم عزیز دل من...
 
 
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در شنبه 9 شهریور1387 و ساعت 22:3 |
عشق جاودان
 
تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب            بدین سان خواب را با تو زیبا میکنم هرشب
 
روزگاری من بودم و دل تنهای تنها
روزها از پی هم میگذشتند لحظه ها ثانیه ها
وای خدایا فقط تو میدانی که چه بر احوالم گذشت و چه شد برمن که حالا خود نیز نیستم
خیالم فکرم زندگیم و خودم شده فقط او
میگن دوست داشتن برتر از عشقه حالا تکلیف دلی که هم عاشق است و هم از ته دل هستی اش
را دوست دارد چیست .
میخواهم بنویسم برای عزیزدلم :اگر روزی دلم تنها بود حالا آشیانه ی توست عزیزم
من دوستت دارم و عاشقانه میپرستمت و به خدای بزرگ قسم دوستت خواهم داشت تا نفس میکشم
از خدا فقط یک آرزو دارم اگر روزی به هم برسیم آنقدر محبت به پایت میریزم که خودت بمانی آیا این
دیوانه است یا عاقل؟
خدا داند و بس که تو روح منی و من تو را میخواهم عزیز دل من.....
 
 
 
تمام هستی ام در تو نهان است
بدان عشق من و تو جاودان است
اگر درد تو درد بی پناهیست
برایت در دلم یک آشیان است
خدایا چه زیباست روزی من باشم و او ...
 
 
 
 
نگاهم نگاهت را میخواهد زبانم کلمات زیبایت را میخواهد وای دلم از دلم چه بگویم
که چقدر بی تابت است چشمانم را میتوانم ببندم زبانم را میتوانم خاموش کنم
ولی با دلم چه کنم که تو در آن آشیانه داری عزیزدلم

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در سه شنبه 29 مرداد1387 و ساعت 22:57 |
باتو.....
هر کجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم                    هر کجاپایت گذاری خاک نرم آن زمینم
 
 گر چه از هم دوریم و فاصله میانمان افتاده است ولی با یاد هم همیشه کنار هم خواهیم بود
میخواهم برایت بنویسم میخواهم برایت آنچه را که نمیتوانم پیش رویت برایت بگویم اینجا بنویسم
عزیز دلم تو زندگی مرا زیبا کردی تو با مهربانی ات دنیایم را قشنگ کردی تو خودت زیبایی میخواهم
برایت بنویسم ای مهربانم چه زیباست وقتی کنارم نیستی به یاد تو با چشمان خسته گریستم دلم
خیلی برایت تنگ شده تشنه ی یک لحظه دیدنت هستم آرزویم دیدن نگاه گرمت هست میخواهم
برایت بنویسم چه قدر زیباست در خیال پیش تو بودن و با تو زندگی کردن
نازنینم من با تو نفس میکشم با تو میخندم و با تو گریه میکنم
خیلی سخته تحمل غم هجرانت ولی به خدا توکل اگه قرار باشه به هم برسیم با جان و دل تحمل میکنم
دوستت دارم و دلم اندازه ی دنیا برایت تنگ شده....
 
 
دورم زتو ای خسته ی خوبان چه نویسم
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با این دل گریان به عزیزم چه نویسم
من عاشق آن دیده ی چشمان سیاهم
بیهوده چه گویم که پریشانه نگاهم
گر مستی چشمان سیاه تو گناه است
من طالب آن مستی و خواهان گناهم
 
 
دوستت دارم عزیز دلم و چه زیباست با تو بودن...
 
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در سه شنبه 22 مرداد1387 و ساعت 18:2 |
به یاد توام...
 
مهربانم ای خوب یاد قلبت باش تو یک نفر داری که اینجا بین آدمهایی که بی تفاوت و سردند
با تو .... تک وتنها به تو می اندیشد
عزیز دلم تو یک نفر داری که دنیایش را همه ی هستی و رویایش را به شکوفایی احساس تو
پیوند زده و دلش میخواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد
تک ستاره ی زندگی ام تو یک نفر داری که چشمش را به رهت دوخته بر در مانده شب و روز
دعایش این است :
زیر این سقف بلند هر کجا هستی به سلامت باشی و لحظه هایت سرشار از شادی باشد
اون یه نفر ازت دور نیست اگه به قلبت نظر کنی خواهی دید که دلداده ای پر از احساس و
امید رسیدن به تو در قلبت خانه دارد.
دلم خواهد همه سوزم تو باشی
وفا دارم شب و روزم تو باشی
دلم خواهد اگر یاری گزینم
که با او دل به دل دوزم تو باشی
دلم هر لحظه و میون همه ی آدما فقط تو رو میخوادو تو رو خواهد خواست
دوستت دارم خیلی زیاد عزیز دل من
زندگیم فدای تو ناز گل من...
 

2 نوشته شده توسط الهام - الناز در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت 18:46 |

This Template Designed By Hadi Mohammadi - T3MP
© 2006 hamisheeshgh.Blogfa.Com